برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
خلاصه این روزا:
عین کوالا میخوابم.عینِ مجسمه پا گوشی میشینم.
مود:عصبانی،بی حوصله،بلاتکلیف بین گذشته و اینده،نگران،منتظر(نمیدوتم منتظر چی)
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
برای بار صدم پیام میده میگه پس تو به چی اعتقاد داری؟
میگم به نورِ آفتاب.
به چروکِ گوشه چشمت وقتی میخندی.
به مژه های به هم چسبیدت وقتی از اشک خیس شده.
به لحظه ای که دستتُ میگیرم میخندی میگی چقد دستات داغِ.
به اون لحظه که ده دور دوییدم و نفسم دیگه بالا نمیاد و تَهِ ریهَم میسوزه ولی بازم میدواَم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
دستمُ میندازم تهِ کابینت شیشه مشروبُ میکشم بیرون.تلخیش گلومُ میسوزونه،سرم یکم گیج میره.میذارمش سر جاش درِ کابینتُ میبندم.تلوزیونُ روشن میکنم،از آدمایی که ادعا دارن خیلی بدم میاد.دستمُ ميندازم تهِ كابينت شيشه مشروبُ ميكشم بيرون..
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
هدف من از وبلاگ داشتن اینه که یه جارُ داشته باشم که توش خودمُ سانسور نکنم و احساساتِ واقعیمُ توش بنویسم.اگر بهوام اینجاام مراقبِ نوشتنم باشم تو اینستاگرَم مینویسم که به مذاقِ آشناها و فامیلم خوش بیاد.
میرم بخوابم که فردا یه روزِ عبث ِ دیگه رو شروع کنم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
آخ نیکولا
مهم ترین ادم دنیا. (کلیک)
تو و این قلمِ لعنتیت.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری
کاش انسانِ باپشتکاری به دنیا اومده بودم.
ولی عوض یه باهوشِ تنبلم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری